تبلیغات
بهشت یار - مرگ ابوبكر بن ابی قحافه(ل)
پنجشنبه 5 خرداد 1390

مرگ ابوبكر بن ابی قحافه(ل)

   کاری از: نماز و مراسمات    نوع مطلب :ویژه نامه ،

22 جمادی الثّانی روز به درک رفتن اول غاصب حق خلافت آقا امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) و پایه گذار ظلم و ستم در سقیفه بنی ساعده، کسی که اول بیعت کننده با او، شیطان رجیم  بود،کسی که نفرین شدۀ حضرت زهراء(سلام الله علیها) است که خشم و غضب خدا و پیغمبر خدا را به دنبال دارد؛ یعنی ابابکربن ابی قحافه(لعنة الله علیهما) را به پیشگاه مقدسه حبیبه ذات کبریا، ام ابیها، حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها) و منتقم آل محمد(صلوات الله علیهم اجمعین) و تمامی شیعیان و محبان ائمه معصومین(علیهم السلام) تبریک و تهنیت عرض می نمائیم.

** کـیـنـه مـا به او به مقـتـضای آئـین بوَد **
                                             **
خـدا چنین گفته که او مخالـف دیـن بوَد **

** لعـنـت او شد به خـدا مذهـب و آئـین ما **
                                             **
دشمنی اش علامت خلوص در دین بوَد **

حضرت امام جعفر صادق(علیه السلام) با چشم گریان فرمودند: « ... محنت و مصیبات بر ما هنگامه روز سقیفه و آتش زدن درب خانه امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) و حضرت فاطمه(علیهاالسلام) وحسنین و زینب و ام کلثوم(علیهم السلام) و فضه و کشتن محسن بن علی (علیهماالسلام) با لگد، عظیم تر و وحشتناک تر و تلخ تر از مصیبات کربلاست ... »

منبع: نرم افزار دایرة المعارف چهارده معصوم علیهم السلام

مرگ ابوبكر بن ابی قحافه

ابوبكر، در سال سوم عام الفیل (یعنی 50 سال پیش از هجرت پیامبر صلی الله علیه و آله) در مكه معظمه دیده به جهان گشود. پدرش ابی قحافه عثمان بن عمرو تیمی و مادرش اُم الخیر سلمی بنت عمر بن عامر تیمی بود. نام وی عبدالله و مكنی به ابوبكر بود.(1)

ابوبكر از نخستین گروندگان به پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله است، كه پس از حضرت امام علی علیه السلام و خدیجه كبری سلام الله علیها و همزمان با زید بن حارثه و بلال، مسلمان شد و در زمره اصحاب سابقین رسول خدا صلی الله علیه و آله قرار گرفت. بنا به گفته ابن خلدون، وی مردی مهربان و نرم خوی بود و مردان قریش با او الفت داشتند و گروهی از اهالی مكه به توسط او مسلمان شدند.(2)

وی به هنگام هجرت رسول خدا صلی الله علیه و آله از مكه معظه، همراه آن حضرت بود و در پنهان گاه غار ثور، بسیار اضطراب داشت و اظهار نگرانی می كرد و پیامبر صلی الله علیه و آله وی را دلداری می داد.

اما هنگامی كه به روستای "قبا" در دو میلی مدینه رسیدند، پیامبر صلی الله علیه و آله در آن جا توقف نمود، تا پسر عمویش علی بن ابی طالب علیه السلام پس از رد امانات او و انجام سفارهایش به همراه باقیمانده خانواده آن حضرت، به او به پیوندد. ولی ابوبكر، تأمل چندانی نكرده و از پیامبر صلی الله علیه و آله جدا شد و به سَنَح، در حوالی مدینه رفت.(3)

وی، پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله از سوی عده ای از مهاجران و انصار در سقیفه بنی ساعده به خلافت اسلامی برگزیده شد و با تلاش های عمر بن خطاب و تعدادی از هواداران وی، به اجبار و اكراه و یا به رضایت از سایر مردم بیعت گرفتند و حق قانونی و شرعی امیرمؤمنان علیه السلام را غصب كردند.

ابوبكر به مدت دو سال و سه ماه و پنج روز خلافت نمود. وی بنا به نقل دخترش عایشه، همسر رسول خدا صلی الله علیه و آله، در روز هفتم جمادی الثانی به خاطر غسل كردن در هوای سرد، تب كرد و بیمار شد و به مدت پانزده روز در بستر بیماری افتاد و در این مدت، نمی توانست در نماز جماعت حضور یابد و به جای وی عمر بن خطاب بر مردم نماز می گزارد.

سرانجام در 22 جمادی الآخر، سال سیزدهم هجری قمری در مدینه منوره، دار دنیا را وداع و به سرای مكافات رهسپار شد.

بدنش را پس از غسل و كفن و خواندن نماز توسط عمر بن خطاب، بنا به خواست دخترش عایشه، در جوار قبر مطهر رسول خدا صلی الله علیه و آله دفن نمودند.(4)

در تاریخ یعقوبی آمده است كه عبدالرحمن بن عوف (یكی از صحابه كبار) در آخرین روزهای زندگی ابوبكر، در آن ایامی كه وی در بیماری مرگ قرار داشت، به نزدش رفت و درباره برخی از مسایل، از جمله درباره جانشینی عمر بن خطاب با او گفت و گو كرد و ابوبكر در حالی كه دیگر امیدی به زنده ماندن نداشت، به عبدالرحمن بن عوف گفت:

من از چیزی حسرت نمی خورم، مگر از سه أمری كه آن را مرتكب شدم و ای كاش آن ها را انجام نمی دادم و سه كاری كه انجام ندادم و ای كاش آن ها را به انجام می رساندم و سه چیز در ذهنم باقی است، دوست داشتم كه آن ها را از رسول خدا صلی الله علیه و آله به پرسم ولی متاسفانه نپرسیدم.

اما آن سه عملی كه مرتكب شدم، عبارتند از:

  • 1- ای كاش، مسئولیت خلافت و حكومت را بر عهده نمی گرفتم و از آغاز، عمر را جلو می انداختم. من وزیر می شدم بهتر از آن بود كه امیر قرار گرفتم.
  • 2- ای كاش خانه فاطمه سلام الله علیها دختر رسول اكرم صلی الله علیه و آله را مورد تفتیش و هجوم قرار نداده و افراد (بیگانه) را وارد بر آن نمی كردم، اگر چه در را بر رویم می بست!
  • 3- ای كاش سلمی را ناگهانی و غافلگیرانه آتش نمی زدم، بلكه دستور می دادم تنها گردنش را بزنند و یا او را رهایش گردانند.

اما آن سه كاری كه انجام ندادم و ای كاش آن ها را به عمل می آوردم، عبارتند از:

  • 1- ای كاش دستور می دادم (به جای بخشش و رهایی) گردن اشعث بن قیس را می زدند. زیرا او هر شر و فسادی را ببیند، آن را یاری می دهد (و به مفسده جویی می پردازد).
  • 2- ای كاش ابوعبیده (جراح) را بسوی غرب و عمر را جانب شرق اعزام كرده و خود در راه خدا به پیش می تاختم.
  • 3- ای كاش، خالد بن ولید را بسوی "بزاخة" نمی فرستادم (و آن جنایب بزرگ را مرتكب نمی گردید) ولیكن از او در راه خدا درگذشتم.

اما آن سه چیزی كه دوست داشتم از رسول خدا صلی الله علیه و آله بپرسم و این توفیق نصیبم نشد، عبارتند از:

  • 1- خلافت و حكومت اسلامی حق چه كسی است؟ تا درباره آن كسی به نزاع نپردازد.
  • 2- آیا برای انصار نیز در آن حقی است؟
  • 3- آیا عمه و خاله انسان (فوت شده) ارث می برند یا نه؟

وی در آخر گفت و گویش با عبدالرحمن گفت: و انّی ما اصبت من دنیاكم بشییٍ، و لقد اقمت نفسی فی مال الله و فی المسلمین مقام الوصی فی مال الیتیم ان استغنی تعفف، و ان افتقرأ كل بالمعروف.(5)

شایان ذكر است كه ابوبكر از غصب خلافت و رنجاندن دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله، بسیار ناراحت و متأسف بود و به قول خودش نمی دانست كه خلافت و حكومت، از آن چه كسی است؟ ولی با این حال، بدون در نظر گرفتن رأی مردم و رضایت اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله، عمر بن خطاب را به جانشینی خویش انتخاب كرد.

پی نوشت

(1). العدد القویة (علی بن یوسف حلی)، ص 343.
(2). تاریخ ابن خلدون، ج 1، ص 386.
(3). الكافی (كلینی)، ج 8، ص 338، حدیث 536.
(4). سبل الهدی والرشاد (صالحی شامی)، ج 11، ص 260؛ التنبیه والاشراف (مسعودی)، ص 248؛ تاریخ الیعقوبی، ج 2، ص 136.
(5). تاریخ الیعقوبی، ج 2، ص 137.